وقتی حقیقت را وارونه روایت می‌کنند؛ پشت‌پرده جنجال‌ها بر سر یک انتصاب در عسلویه

دیدبان بوشهر؛ در روزهای اخیر، انتشار برخی روایت‌های دور از واقعیت پیرامون انتصاب «عبدالمجید حیاتی» به سرپرستی معاونت برنامه‌ریزی و توسعه اقتصادی سازمان منطقه ویژه پارس، نمونه‌ای کلاسیک از مهندسی افکار عمومی و مصادره‌ی به مطلوبِ واقعیت‌هاست؛ روایتی که ظاهراً با هدف نقد نوشته شده، اما بیشتر شبیه به تلاش ناکامِ کسانی است که از تثبیتِ قانون‌مداری در پایتخت انرژی کشور احساس خطر کرده‌اند.

 

برای روشن شدن اذهان عمومی، بد نیست نگاهی به متنِ واقعیِ آن نشست بیندازیم؛ جلسه‌ای که میان جمعی از معتمدان عسلویه و مدیرعامل سازمان برگزار شد. برخلاف برداشت‌های مخدوش و جهت‌داری که این روزها در برخی کانال‌ها دست‌به‌دست می‌شود، در آن جلسه هیچ‌گونه اعتراضی مطرح نگردید. برعکس؛ حاضران ضمن تقدیر از عملکرد حوزه‌ی کار، پیشنهاد ارتقای حیاتی به سطوح کلان‌تر مدیریتی و همچنین سپردن مسئولیت خطیر اشتغال به یکی دیگر از فرزندان شایسته و بومی منطقه را مطرح کردند؛ پیشنهادی که مدیرعامل محترم نیز در چارچوب ضوابط قانونی و مسیرهای احراز جایگاه‌ها، ابعاد آن را تشریح نمود. اما ظاهراً عده‌ای ترجیح می‌دهند به‌جای شنیدن صدای صریح معتمدان، نسخه‌ی ساختگی خود را به خوردِ مخاطب بدهند.

 

بیایید کمی عمیق‌تر کارنامه حوزه‌ی کار و اشتغال را ورق بزنیم. مقاومتِ مسئولانه‌ی حیاتی در برابر فشارها، هزینه‌ای بود که او برای صیانت از معیشت نیروی انسانی پرداخت. او بارها از آبروی خود مایه گذاشت تا در شرایط حاد و حساسِ منطقه‌ای، آب در دل کارگران تکان نخورد و تعدیل نیرو صورت نگیرد. ایستادگی قاطعانه در برابر استخدام‌های بی‌ضابطه، سفارشی و رانتی، دقیقاً همان نقطه‌ای بود که منافع برخی کانون‌های قدرت و فشار را به خطر انداخت. او گزارش تخلفات را به مراجع ذی‌ربط ارجاع داد؛ هرچند اداره‌ی کار به‌تنهایی جادوی خنثی‌سازیِ فشارِ مدیرانِ پرنفوذ را ندارد، اما دست‌کم اجازه نداد نامِ قانون به سخره گرفته شود.

 

جای تعجب است که چگونه می‌توان یک نشست کاملاً تعاملی، سازنده و مبتنی بر مطالبه‌ی به حقِ بومی‌گزینی را این‌چنین مثله کرد و به شکلِ یک سناریوی ساختگی درآورد. تبدیل کردنِ جلساتِ عقلانی به حاشیه‌های زرد، گرهی از مشکلات عسلویه باز نمی‌کند. 

 

حقیقت این است که ارتقای مدیران متعهد و بومی در ساختار منطقه ویژه، نه یک امتیاز شخصی، بلکه گامی ضروری در مسیر توسعه پایدار، حفظ ثبات شغلی کارگران و تثبیت عدالت در قلب تپنده‌ی اقتصاد ایران است. کاسبانِ حاشیه بهتر است بدانند؛ با روایت‌های وارونه نمی‌توان مانع حرکت منطقه‌ای شد که به لطفِ مدیران شجاع و قانون‌مدار، دیگر به مصلحت‌اندیشی‌های شخصی و سفارشی باج نمی‌دهد.