دیدبان بوشهر| یادداشت ایمان شجاعیمقدم؛ گاهی یک جمله از تریبون یک مسئول، بیش از ساعتها سخنرانی درباره وحدت ملی، همدلی و احترام به مردم، چهره واقعی نگاه او به جامعه را آشکار میکند. وقتی غلامرضا تاجگردون، نماینده مردم گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی، کار کردن مردم استان کهگیلویه و بویراحمد در شرکتهای پتروشیمی و صنایع نفت و گاز عسلویه را «ننگ» میخواند، باید از او پرسید: دقیقاً کجای کار کردن، نان درآوردن و چرخاندن چرخ اقتصاد این کشور ننگ است؟
آقای تاجگردون! کار در عسلویه ننگ نیست؛ ننگ آن است که تلاش و زحمت کارگران و متخصصان یک صنعت راهبردی را با چنین ادبیاتی تحقیر کنیم.
عسلویه بخشی از جغرافیای استان بوشهر است، اما اهمیت آن به مرزهای جغرافیایی این استان محدود نمیشود. این منطقه یکی از کانونهای اصلی تولید گاز و محصولات پتروشیمی کشور است؛ صنعتی که بخش مهمی از انرژی، درآمد، تولید و صادرات ایران به آن وابسته است. چرخ این صنعت با حضور هزاران نیروی انسانی متخصص، کارگر، مهندس، تکنسین و نیروی خدماتی میچرخد؛ انسانهایی که هرکدام به سهم خود در پیشبرد اقتصاد کشور نقش دارند.
در چنین شرایطی، چه معنایی دارد که حضور مردم یک استان در این صنعت، بهجای آنکه فرصتی برای اشتغال، تخصصآموزی و مشارکت در توسعه کشور تلقی شود، با واژهای مانند «ننگ» توصیف شود؟
آقای تاجگردون! مگر کار کردن عیب است؟
در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی عسلویه، نیروهای انسانی از نقاط مختلف ایران حضور دارند؛ از مدیران ارشد و متخصصان گرفته تا کارگران و نیروهای اجرایی. بسیاری از این افراد سالها از خانوادههای خود دور ماندهاند، در شرایط سخت آبوهوایی کار کردهاند و برای تأمین معاش خانواده و ساختن آینده فرزندانشان زحمت کشیدهاند.
در میان این نیروها، هماستانیهای شما از کهگیلویه و بویراحمد نیز حضور دارند؛ افرادی که با دانش، تخصص و تلاش خود در بخشهای مختلف این صنعت فعالیت میکنند.
آیا کار کردن این افراد در عسلویه مایه شرمندگی است؟ آیا مهندسی که در یک مجتمع گازی مسئولیت دارد، مدیری که چرخ یک مجموعه صنعتی را میگرداند یا کارگری که در گرمای طاقتفرسای جنوب مشغول کار است، باید بابت محل اشتغال خود احساس شرم کند؟
اگر چنین است، پس باید پرسید نگاه شما به شأن نیروی کار چیست و با چه منطقی، اشتغال در یک منطقه صنعتی را به موضوعی برای تحقیر تبدیل میکنید؟
هیچ شغلی که از مسیر قانونی و با تلاش و شرافت به دست آمده باشد، مایه ننگ نیست؛ آنچه شایسته نقد است، نگاهی است که شأن انسانهای زحمتکش را نادیده میگیرد.
عسلویه فقط یک منطقه صنعتی نیست؛ میزبان ایران است
اما روی دیگر این ماجرا، مردم استان بوشهر هستند؛ مردمی که سالهاست در کنار منابع عظیم نفت و گاز، با مشکلات اشتغال، کمبود فرصتهای شغلی متناسب با ظرفیتهای بومی و دشواریهای زندگی در مناطق صنعتی دستوپنجه نرم میکنند.
جوان بوشهری حق دارد بپرسد چرا با وجود استقرار این حجم از صنایع راهبردی در سرزمینش، هنوز برای یافتن شغل مناسب با موانع متعدد روبهروست. حق دارد درباره سهم نیروهای بومی در استخدامها، مدیریتها و فرصتهای اقتصادی مطالبهگری کند. این مطالبه نهتنها مشروع، بلکه ضروری است.
بااینحال، مردم بوشهر با وجود همین مشکلات، میزبان هزاران نفر از هموطنان خود از استانهای مختلف کشور بودهاند؛ از جمله جوانانی که برای یافتن شغل و ساختن آیندهای بهتر راهی عسلویه شدهاند.
این همان تفاوت میان مطالبهگری و تحقیر است.
مردم بوشهر میتوانند از سهم اشتغال جوانان خود دفاع کنند، بدون آنکه حضور هموطنانشان را زیر سؤال ببرند. میتوانند خواستار اولویتبخشی به نیروهای بومی در چارچوب ضوابط قانونی و نیازهای تخصصی صنعت باشند، بدون آنکه کار کردن مردم استان دیگری را ننگ بدانند.
مردم بوشهر برای هموطنان خود در عسلویه جا باز کردهاند؛ شایسته نیست پاسخ این میزبانی، ادبیاتی باشد که کار کردن در این منطقه را مایه شرمساری معرفی کند.
میزبانی مردم بوشهر به معنای نادیده گرفتن حقوق جوانان این استان نیست. اتفاقاً باید بر هر دو موضوع تأکید کرد: هم اشتغال عادلانه و متناسب با ظرفیت نیروهای بومی و هم حفظ حرمت تمام کسانی که برای کار و زندگی به این منطقه آمدهاند.

اگر اشتغال در عسلویه ننگ است، پس افتخار کجاست؟
آقای تاجگردون! اگر منظورتان از این سخنان، انتقاد از وضعیتی است که در آن بخشی از نیروهای متخصص استان شما ناچارند برای یافتن شغل به استان دیگری بروند، این مسئله قابل بحث است. اگر معتقدید که باید فرصتهای شغلی بیشتری در کهگیلویه و بویراحمد ایجاد شود، این مطالبهای قابل دفاع است.
اما میان انتقاد از کمبود فرصتهای شغلی در یک استان و تحقیر کار کردن مردم آن استان در منطقهای دیگر، فاصلهای جدی وجود دارد.
راهحل بیکاری، تحقیر مقصد اشتغال مردم نیست. راهحل آن، ایجاد فرصتهای پایدار، توسعه زیرساختها، جذب سرمایهگذاری و پاسخگو کردن مسئولانی است که باید زمینه اشتغال مردم را در محل زندگیشان فراهم کنند.
اگر جوانی از گچساران، باشت یا هر نقطه دیگری از ایران برای کار به عسلویه میرود، این تصمیم لزوماً نشانه ضعف یا ناتوانی او نیست؛ چهبسا نتیجه انتخابی آگاهانه برای دستیابی به شغلی تخصصی، درآمدی مناسبتر یا آیندهای بهتر باشد.
نباید بهجای آنکه از مسئولان درباره چرایی کمبود فرصتهای شغلی سؤال کنیم، نیروی کاری را سرزنش کنیم که برای تأمین زندگی خود راهی منطقهای دیگر شده است.
از نماینده مجلس انتظار میرود مدافع شأن مردم و حقوق نیروی کار باشد، نه آنکه با انتخاب واژههایی سنگین، ناخواسته یا آگاهانه، احساس تحقیر را به کسانی منتقل کند که برای لقمهای نان حلال تلاش میکنند.
مطالبهای روشن از نماینده گچساران و باشت
آقای تاجگردون! شما نماینده مردم هستید و طبیعتاً حق دارید درباره وضعیت اشتغال حوزه انتخابیه خود، سیاستهای صنعتی کشور و نحوه توزیع فرصتهای شغلی اظهارنظر کنید. اما مسئولیت نمایندگی، بهویژه برای کسی که سالها در عرصه سیاست و قانونگذاری حضور داشته، اقتضا میکند که در انتخاب واژهها و پیامدهای اجتماعی سخنان خود دقت بیشتری داشته باشد.
وقتی درباره منطقهای مانند عسلویه سخن میگویید، باید به این واقعیت نیز توجه کنید که هزاران خانواده در استان بوشهر، زندگی و معیشت خود را با این صنعت گره زدهاند. بسیاری از کارگران و متخصصان نیز از استانهای دیگر به این منطقه آمدهاند و در کنار مردم بوشهر، بخشی از بار تولید و توسعه کشور را بر دوش میکشند.
تحقیر کار در عسلویه، فارغ از نیت گوینده، میتواند بهعنوان بیاحترامی به تلاش این نیروها و جایگاه صنعتی این منطقه برداشت شود. چنین ادبیاتی نه به حل مسئله اشتغال کمک میکند و نه به همدلی میان مردم استانهای همجوار.
ازاینرو، انتظار میرود آقای تاجگردون بهجای دفاع از چنین تعبیری، درباره مقصود دقیق خود توضیح دهد و اگر سخنانش موجب رنجش مردم استان بوشهر و شاغلان صنایع عسلویه شده است، صریح و شفاف از آنان عذرخواهی کند.
عذرخواهی از مردم بوشهر نه عقبنشینی سیاسی است و نه نشانه ضعف؛ نشانه مسئولیتپذیری در برابر سخنی است که از جایگاه یک نماینده مجلس بیان شده است.
سخن پایانی؛ عسلویه جای شرمندگی نیست
عسلویه با همه ظرفیتها و البته مشکلاتش، یکی از مهمترین مناطق صنعتی ایران است. کارگران و متخصصانی که در گرما، رطوبت و شرایط دشوار کاری این منطقه فعالیت میکنند، سزاوار احتراماند؛ چه اهل بوشهر باشند، چه کهگیلویه و بویراحمد و چه هر استان دیگری.
مردم بوشهر نیز حق دارند از سهم خود در ثروت و فرصتهای شغلی این صنعت دفاع کنند، بیآنکه بهخاطر میزبانی از هموطنانشان سرزنش شوند یا ناچار باشند برای حفظ حرمت شهر و استان خود در برابر ادبیات تحقیرآمیز سکوت کنند.
مسئله روشن است: اگر اشتغال جوانان در استان محل زندگیشان فراهم نیست، باید برای ایجاد فرصتهای شغلی تلاش کرد؛ نه اینکه اشتغال آنان در استانی دیگر را مایه ننگ دانست.
آقای تاجگردون! جوانی که برای کسب روزی حلال به عسلویه آمده، نه ننگ استان شماست و نه باری بر دوش استان بوشهر. او بخشی از نیروی انسانی کشوری است که اقتصادش به تلاش همین انسانها وابسته است.
از شما انتظار میرود حرمت مردم بوشهر، کارگران و متخصصان عسلویه و همه کسانی را که با شرافت کار میکنند، پاس بدارید؛ درباره سخنان خود شفافسازی کنید و اگر موجب رنجش مردم شدهاید، با عذرخواهی صریح، نشان دهید که مسئولیتپذیری را بر اصرار بر یک تعبیر نادرست ترجیح میدهید.
کار در عسلویه ننگ نیست؛ عسلویه بخشی از افتخار صنعتی ایران است و کسانی که چرخ این صنعت را میچرخانند، شایسته احتراماند، نه تحقیر.






